أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
231
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
قوله - تعالى - : [ سوره التوبة ( 9 ) : آيه 28 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ( 28 ) 2010 . اى آنانك ايمان آورديذ ! مشركان پليذاند ايشانرا در مسجد ( 465 ) حرام مگذاريذ . و « نجس » مصدرست ؛ لا يثنّى و لا يؤنّث و لا يجمع ، يعنى تثنيه و تأنيث و جمع از آن بنا نتوان كرد اما « نجس » - بكسر نون و جزم جيم - نتوان گفت الّا وقتى كى « رجس » با وى ذكر كنند ، و چون مفرذ بوذ بفتح نون و كسر جيم استعمال بايذ كرد يا بضمّ نون . و در سبب نجاست كفار خلاف كردهاند . ابن عبّاس گويذ - و آن روايتى واهى است - كى مشرك پليذ است همچون خوك و سگ ؛ و اين سخن از وى پسنديذه نيست . اين نقل ثعلبى است . مصنّف كتاب گويذ : نظر ثعلبى درين معنى آنست كى چون مشرك پليذ بوذ مانند سگ و خوك حكم بر نجاست عينى كرده باشذ و چون نجس العين باشذ در وقت آنك مسلمان شوذ آن نجاست باقى بوذ زيرا كى در حالت اسلام طهارت نيابذ . جواب آنست كى نجاست و طهارت آنست كى شرع معتبر دارذ و بارى - تعالى - مشرك را مطلقا نجس خواند - حالة كفره - و صحيح آنست كى در عهد . . . 2011 اكثر خلق كافر بوذند ؛ بعد از كفر ايمان آوردند ؛ ايمان سبب أزالت نجاست ايشان شذ ؛ و در عرف مردم كسى را كى درنده و بذاخلاق بوذ بسگ تشبيه كنند و كسى را كى حريص ( 466 ) و بىادراك و التفات ناكننده بوذ او را بخوك نسبت كنند ؛ اشارة اين ازين قبيل بوذ . قتادة گويذ : ايشانرا از آن جهت نجس خواند كى از جنابت غسل نكنند و بعد از حدث وضو نسازند چون جنب باشند روا نبوذ كى در مسجد روند ؛ و گفتهاند : نجاست ايشان نجاستى حكمى است ، نه عينى ؛ بطريق ذمّ ايشانرا نجس خواند . « فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا » در مسجد حرام نزديكى نكنند « بعد عامهم » فرموذ يعنى اين سال كى امير المؤمنين از سورة توبة چهل آيت بر ايشان خواند ؛ و آنچ فرموذ كى به مسجد نزديك نشوند مراد منع است از دخول حرم زيرا كى چون دخول حرم حاصل شذ قربت مسجد حرام لازم آمذ . عطا گويذ : حرم همه قبله و مسجد است ، و اين آيت بخواند .